بی روح
خواهر شوهر بچه دومش را بدنیا آورده دوتا خواهر شوهر دیگه هم باردارند و از ویار بارداری حرف میزنند و ... من ... من ... بین این همه شلوغی حس دختر بچه ی یتیمی را دارم که از پشت ویترین مغازه عروسکهای رنگارنگ را میبیند و دستش به هیچ کدامشان نمیرسد دیگه نه خبر خوشی خوشحالم میکند و نه خبر بدی ، ناراحت انگار یه تیکه سنگ شدم ...


